نام کتاب : س.گ.ل.ل
نویسنده : صادق هدایت
بخشی از داستان:
دو هزار س ال بعد اخلاق ، عادات ، احساسات و همة وضع زندگي بشر به كلي تغيير كرده بود . آنچه را عقايد و
مذاهب مختلف در دو هزار سال پيش به مردم وعده مي داد ، علوم به صورت عملي در آورده بود . احتياج
تشنگي، گرسنگي ، عشق ورزي و احتياجات ديگر زندگي برطرف شده بود ، پيري ، ناخ وشي و زشتي محكوم
انسان شده بود .
زندگي خانوادگي متروك و همة مردم در ساختمانهاي بزرگ چندين مرتبه مثل كندوي زنبور
عسل زندگي مي كردند . ولي تنها يك درد مانده بود، يك درد بي دوا و آن خستگي و زدگي از زندگي بي مقصد و
بي معني بود .
سوسن علاوه بر كسالت زندگي كه ن اخوشي عمومي و مسري بود يك ناخوشي ديگر هم داشت و آن تمايل او به
معنويات بود كه خودش نمي دانست چيست ولي آن را دنبال مي كرد .
تم ام روز را در طبقة بيست و دو
آسمانخراش در كارگاه خود زحمت مي كشيد و افكارش را در مواد سخت به صورت مجسمه در مي آورد .
را دور از دوستان و آشنايان انتخاب كرده بود تا با فراغت خاطر مشغول به كار « كانار »
سوسن مخصوصًا شه ر
بشود ، چون او با افكار خودش زندگي مي كرد . يك زندگي عجيب و منحصر به خود او بود كه هر گونه كيف و
تفريح را از خودش رانده و با جديت مخصوصي به كار اشتغال داشت .
A.W.Surveys - Get Paid to Review Websites!
***
A.W.Surveys - Get Paid to Review Websites!
:: موضوعات مرتبط:
کتاب ,
,
:: بازدید از این مطلب : 270
|
امتیاز مطلب : 32
|
تعداد امتیازدهندگان : 9
|
مجموع امتیاز : 9