ديدي اي دل عاقبت زخمت زدند؟
گفته بودم مردم اينجا بدند
ديدي آخر ساقه جانت شکست ؟
آن عزيزت عهدوپيمانت شکست؟
ديدي اي دل درجهان يک يار نيست؟
هيچکس در زندگي غمخوار نيست؟
آه ديدي سادگي جان داده است؟
جاي خود را گِل به سيمان داده است؟
ديدي آخر حرف من بيجا نبود؟
از براي عشق اينجا ، جا نبود؟
نوبهار عمر را ديدي چه شد؟
زندگي را هيچ فهميدي چه شد؟
ديدي اي دل دوستيها بي بهاست؟
کمترين چيزي که مي يابي وفاست؟
ديده اي گلها همه پژمرده اند
رنگها در دود و سرما مرده اند
آري اي دل ! زنده بودن ساده نيست
بين آدمها يکي دلداده نيست
بايد اينجا از خود اي دل گم شوي
عاقبت همرنگ اين مردم شوي
A.W.Surveys - Get Paid to Review Websites!
A.W.Surveys - Get Paid to Review Websites!
:: موضوعات مرتبط:
شعر ,
زندگی ,
,
:: برچسبها:
ديدي اي دل عاقبت زخمت زدند؟ ,
دلنوشته ,
دل ,
شعر ,
:: بازدید از این مطلب : 478
|
امتیاز مطلب : 36
|
تعداد امتیازدهندگان : 14
|
مجموع امتیاز : 14